درباره ما

ما شخص خاصی نیست جز کسی که سالها آثار ایرج را مطالعه کرده و به آنها عشق ورزیده. متاسفانه خیلی ها هنر و ارزش ادبی اشعار ایرج میرزا را درک نمیکنند و فقط هجویات آن را مطالعه میکنند و برای مدت کوتاهی شاد میشوند.

هزل تعلیم است آن را جِد شنوتو مشو بر ظاهر هزلش گرو
هر جِدّی هزل است پیش هازلانهزل‌ها جِد است پیش عاقلان

البته در این صورت هم به نظر بنده ایرج به هدف خود رسیده و روحش شاد خواهد شد. چرا که این اشعار را در زمانی سروده که مردم ایران در فقر فرهنگی غوطه ور بوده اند و شاعر سعی کرده با زبان مردم کوچه و بازار مشکلات و معضلات اجتماعی را به آنها یاداور شود. حال جالب اینکه در عصر حاضر نیز اکثر مواردی که شاعر در بیش از یکصد سال پیش آنها را مطرح کرده همچنان وجود داشته و درد آورست که حال و روز ما ملت ایران همان حال و روز یکصد سال پیش است. مایی که یکی از تمدن های کهن روی زمین هستیم و با تغییر تمایلات و جهش به سمت خرافه پرستی راه خود را گم کرده ایم.

از جنون این عالم بیگانه را گم کرده‌ام آسمان سیرم، زمین خانه را گم کرده‌ام
نه من از خود، نه کسی از حال من دارد خبر دل مرا و من دل دیوانه را گم کرده‌ام
چون سلیمانم که از کف داده‌ام تاج و نگین تا ز مستی شیشه و پیمانه را گم کرده‌ام
از من بی‌عاقبت، آغاز هستی را مپرس کز گرانخوابی سر افسانه را گم کرده‌ام
طفل می‌گرید چون راه خانه را گم می‌کند چون نگریم من که صاحب خانه را گم کرده‌ام؟
به که در دنبال دل باشم به هر جا می رود من که صائب کعبه و بتخانه را گم کرده‌ام

پس چه از دید ادبی به اشعار نگاه کنیم چه از دید هجویات و زبان عام کوچه و بازاری، هیچ ایرادی و خرده ای بر کسی نیست.

کپی رایت: در این سایت هیچ کپی رایتی رعایت نشده و تمام مطالب از اینترنت جمع آوری شده و خواهد شد و نویسنده این تارنما مالکیت هیچ یک از متون را به عهده ندارد، تماما از آن ایرج و لاغیر. هیچ کپی رایتی نیز از این سایت لازم نیست کسی رعایت کند. کپی کنید و آزادانه سخن و پندار ایشان را به گوش دیگران برسانید.