| روز تو سیه نموده آخوند | عمر تو تبه نموده آخوند |
| او بی هنرو ریا کارست | پس رفته وپس گراست آخوند |
| کهنه طلبست و نوگریزست | بی دانش و بینشست آخوند |
| گوید زجماع با خَر و بُز | دروعظ و کتاب خویش آخوند |
| باآنکه خودش دُچار جهلست | پنداشته راهنما ست آخوند |
| ازما خورد و به ما ستیزد | گویی که خدای(1) ماست آخوند |
| بیگانه پرست و مفتخوارست | تن پرور و بی حیاست آخوند |
| چون زخمِ سیاه و زشت و چرکین | بر کشورما نشسته آخوند |
| بدنام بکرده این وطن را | بانیت و کار شومِش آخوند |
| مجدوعظمت بداده از دست | ایران که خداش گشته آخوند |
| بس نوگلِ ما زدستِ ما رفت | با جنگ و فریب و حکمِ آخوند |
| درظلمت روسری و چادر | گل گشته نهان به حکمِ آخوند |
| مردان و زنان بی شماری | آواره شده زِ ظلمِ آخوند |
| ایمان کسان برفته از دست | با تقیه و حقه های آخوند |
| ایران و تو را وسیله داند | سر بر ره تازیست آخوند |
| شهرعربان بکرده آباد | ایران تو را خراب آخوند |
| درماتم و ظلم و در گرانی | ایران شده غرق و شادآخوند |
| پس رفت و بماند در سیاهی | کشور چو فتاد دستِ آخوند |
| کس نیست که کام او نشد تلخ | از زهر کلام و کارِ آخوند |
| افسوس که هرستم که اوکرد | با یاری ما بکرد آخوند |
| افسوس خورد هرآنکه گشته | چشم بسته روان به راهِ آخوند |
| گرملت ما زجا نخیزد | کشوربه فناست دستِ آخوند |
| بایدکه گرفت و کرد دربند | آخوندِ پلید ومیرِ آخوند |
این شعر دارای قافیه و ردیف نیست و از نظر عروضی دارای اشکال است
بعید است که اثر ایرج میرزا باشد
خدالعنتش کنه ،خبیث احمق رو
خدالعنتش کنه ،خبیث احمق رو
خدالعنتش کنه ،خبیث احمق رو