هزلیات سعدی: مرشد

هر که در کودکی بخورد کیرچون کلان شد دهد به خورد دگر
عوض هر چه داده در خردیکیر در کون امردی بردی
چون‌ که پیری و ضعف حاصل شدشیخ رفت و به گوشه واصل شد
گشت درویش کامل آن مأبونشد به خود واصل آن ز نکبت کون
بس اثرها به کون و کیربود مرشد کامل آن‌که زیر بود
هر چه مرشد تو بینی اندر دهرجمله از کون شوند شهره‌ی شهر
هر که کون بیش‌تر بدادندینام مرشد بر او نهادندی

امرد [ اَ رَ ] : مرد جوان. جوانی که شاربش دمیده ولی ریش نیاورده باشد.

امرد آنگه که خوبروی بود
تلخ گفتار و تندخوی بود.
(گلستان ).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − 1 =